مقیاس عزتنفس مبتنی بر سازمان (OBSE)
۱۰
سنجه علمی
۴
دقیقه
۹۸٬۰۰۰
تومان
برای شرکت در آزمون ابتدا وارد شوید
نمونه گزارش آزمون
نگاهی کلی به آنچه در پایان خواهید دید
مقدمه
مقدمه
ممکن است بیرون از سازمان به کارتان مطمئن باشید و داخل جلسه حس کنید رأیتان به حساب نمیآید. یا برعکس، در این تیم خود را مؤثر و مورد اعتماد ببینید، در حالی که عزتنفستان در باقی زندگی داستان دیگری دارد. این دو یکی نیستند.
عزتنفس سازمانی یعنی باور شما به اینکه در همین سازمان عضو مهم، مفید، کارآمد و تأثیرگذار هستید. این باور از پیامهای روزمره ساخته میشود: جدی گرفته شدن، اعتماد، و میدان اثر. این فرم همان باور را میپرسد، نه محبوبیت کلی شما را بهعنوان آدم.
معرفی آزمون
معرفی آزمون
مقیاس عزتنفس مبتنی بر سازمان، با نشانهٔ OBSE، را جان پیرس، دانلد گاردنر، لری کامینگز و رندال دانهام سال ۱۹۸۹ در Academy of Management Journal جلد ۳۲ شمارهٔ ۳ معرفی کردند. تعریف سازندگان این است که فرد خودش را در آن سازمان خاص چقدر ارزشمند و اثرگذار میداند.
ده جملهٔ این صفحه همه در جهت مثبتاند و میانگینشان از ۱ تا ۵ گزارش میشود. سازندگان برای این مقیاس خط برش رسمی اعلام نکردهاند. این ابزار جای عزتنفس کلی، خودکارآمدی شغلی و رضایت از مدیر را نمیگیرد؛ هر کدام سازهٔ جدا دارند. هر ده جمله همجهتاند و معکوس نمیشوند.
هدف و سنجش
هدف و سنجش
یک سازه سنجیده میشود: عزتنفس مبتنی بر همین سازمان. یعنی تا چه حد با این جملهها موافقید که در این محیط به حساب میآیید، جدی گرفته میشوید، مورد اعتمادید، تأثیر واقعی دارید و خود را مفید و کارآمد و همکاریکننده میبینید.
خردهمقیاس جدا ندارد. میانگین هر ده گویه نمرهٔ کل است. بالاتر رفتن میانگین یعنی این خودارزیابی سازمانی پررنگتر است، نه نمرهٔ عملکرد رسمی.
جملهها از «به حساب میآیم» و «جدی گرفته میشوم» تا «تأثیر واقعی دارم» و «همکاریکنندهام» را در همین محیط کاری میپوشانند، نه در کل زندگی.
ساختار و نمرهگذاری
ساختار و نمرهگذاری
ده گویه، طیف ۱ تا ۵، بدون گویهٔ معکوس. نمره میانگین است و از ۱ تا ۵ میماند. جمع ۱۰ تا ۵۰ در گزارش این صفحه نیست.
سه پنجرهٔ توصیفی بهشدت همپوشاناند و برش انحصاری نیستند:
• عزتنفس سازمانی پایین: ۱ تا ۳
• میانه: ۲ تا ۴
• بالا: ۳ تا ۵
میانگین ۳ داخل هر سه پنجره میگنجد. میانگین ۲ هم پایین است هم میانه. میانگین ۴ هم میانه است هم بالا. اگر چند برچسب دیدید، چیدمان پنجرهها چنین است نه اشتباه نرمافزار. مقاله برش رسمی نداده و این بازهها توصیفیاند.
میانگین را از تقسیم جمع ده پاسخ بر ۱۰ به دست آورید. چون پنجرهها روی هم افتادهاند، گرد کردن تا یک رقم اعشار هم ممکن است همزمان دو برچسب بسازد.
برای چه کسی مناسب است؟
برای چه کسی مناسب است؟
برای شاغل یا عضو فعالی که میخواهد بداند در همین سازمان خود را چقدر به حساب آمده میبیند. بعد از ادغام، تغییر مدیر، یا ماههای اول ورود خواندنیتر است.
کسی که رابطهٔ سازمانی جاری ندارد، مثلاً مدتهاست از آن محیط جدا شده، بهتر است جملهها را به زور به گذشته نچسباند.
برای چه مشاغلی و موقعیتهایی مهمتر است؟
برای چه مشاغلی و موقعیتهایی مهمتر است؟
احساس به حساب آمدن آنجا حساستر است که دیده شدن به نقش رسمی گره خورده:
این میانگین جواز استخدام یا مانع ماندن شما در شغل نیست. نمرهٔ انضباط هم نیست.
کاربرد در محیط کار و سازمان
کاربرد در محیط کار و سازمان
برای خودتان، میانگین سرنخ میدهد که پیام محیط را چطور ترجمه کردهاید. پایین بودنش میتواند به حجم بیبازخورد، نقش نامرئی یا مدیر تازه مربوط باشد و الزاماً به «ضعف اعتمادبهنفس ذاتی» برنمیگردد.
کوچ و منابع انسانی فقط با رضایت شما این عدد را کنار گفتوگوی توسعه میگذارند. برای غربال استخدام، تصمیم ارتقا یا فرم ارزیابی عملکرد ساخته نشده. در سطح تیم، میانگین بینام میتواند بگوید جمع خود را دیده نمیداند؛ نام افراد در آن میانگین گروهی نمیآید.
تفسیر کاربردی
تفسیر کاربردی
هرچه میانگین بالاتر باشد، خود را در این سازمان مهمتر، مورد اعتمادتر و مؤثرتر وصف کردهاید. این وصف، تأییدیهٔ منابع انسانی نیست. پایینتر بودن یعنی این جملههای ارزشمندی را کمتر پذیرفتهاید، نه اینکه انسان کمارزشی هستید و نه اینکه عملکرد عینیتان ضعیف است.
بهخاطر همپوشانی، یک عدد میتواند همزمان پایین و میانه، یا میانه و بالا، یا حتی هر سه باشد. گزارش را توصیف چندپنجرهای بخوانید. اگر فقط یک جمله، مثلاً «تأثیر واقعی»، با بقیه فرق فاحش دارد، همان شکاف از برچسب کلی آموزندهتر است.
این نتیجه تشخیص عزتنفس بیمارگونه یا اختلال شخصیت نیست.
محدودیتها
محدودیتها
خودگزارشی است و یک بازخورد تند یا یک تحسین تازه آن را جابهجا میکند. هنجار ایرانی برای این ترجمه ادعا نمیشود. پنجرههای ۱–۳ و ۲–۴ و ۳–۵ برش مقاله نیستند.
ابزار مهارت واقعی، حقوق منصفانه، یا عزتنفس شما بیرون از سازمان را نمیسنجد. با انتظار خودکارآمدی شغلی هم یکی نیست: آنجا اطمینان به ازعهدهبرآمدن شغل است، اینجا ارزشمندی عضویت در همین سازمان. یک تعریف در جلسهٔ دیروز را هویت ثابت ندانید.
ترکیب با سایر ابزارها
ترکیب با سایر ابزارها
انتظار خودکارآمدی شغلی BSW-5-Rev باور به توان ازعهدهبرآمدن خواستههای شغل را میسنجد و در کنار عدد OBSE روشن میکند که گره، عضویت است یا اطمینان به انجام شغل. حس جامعهٔ سازمانی COSCS-R تعلق به جمع را جدا نشان میدهد.
رضایت از سرپرست اسکارپلو و تعهد سهمؤلفهای مایر و آلن هم منبع احتمالی این خودارزیابی را، یعنی رابطه با مدیر و نوع پیوند با سازمان، روشنتر میکنند.
زمانبندی تکرار
زمانبندی تکرار
این باور با بازخورد مدیر و جا افتادن در نقش عوض میشود، ولی هفتهبههفته هویت سازمانی نمیسازد. تکرار خیلی زود، نوسان یک جلسه را بزرگ میکند.
حدود هر شش تا دوازده ماه، و نیز سه ماه بعد از ادغام یا مدیر تازه، فاصلهای است که تغییر را از هیجان لحظه جدا میکند.
ملاحظات فرهنگی و حریم خصوصی
ملاحظات فرهنگی و حریم خصوصی
در بسیاری از سازمانهای ایرانی، دیده شدن به نزدیکی با مدیر و به عنوان رسمی گره خورده است. پایین آمدن این میانگین در واحد بزرگ و کمبازخورد عجیب نیست و بهتنهایی به معنی بیکفایتی شما نیست. مقایسه با عزتنفس خانوادگی یا آبروی اجتماعی هم اندازهگیری این فرم نیست.
برگه محرمانه میماند. کارفرما بدون اجازهٔ شما آن را نمیبیند. عنوان رسمی پرطمطراق، بهتنهایی این میانگین را بالا نمیبرد اگر در کار روزانه نادیده بمانید.
سؤالات متداول
سؤالات متداول
OBSE کدام تصور از خود را داخل سازمان میسنجد؟
عزتنفس مبتنی بر همین سازمان را: اینکه خود را عضو مهم، مورد اعتماد، مفید و تأثیرگذار این محیط میدانید یا نه.
جملههای ارزشمندی سازمانی چند تا هستند و چقدر زمان میبرند؟
ده جملهٔ مثبت روی طیف پنجدرجهای است و اغلب حدود سه دقیقه طول میکشد.
میانگین بالای این عزتنفس سازمانی همیشه مطلوب است؟
بالاتر بودن یعنی خودارزیابی سازمانی پررنگتر است نه کارنامهٔ رسمی بهتر. خط برش رسمی در کار نیست و پنجرههای ۱–۳، ۲–۴ و ۳–۵ همپوشاناند، طوری که میانگین ۳ میتواند در هر سه بنشیند.
آیا کارفرما این عزتنفس سازمانی را میبیند؟
نه؛ نتیجه پیش شماست مگر خودتان به اشتراک بگذارید.
آیا گزینش نیرو، ترفیع یا کارنامهٔ عملکرد حق تکیه بر این میانگین را دارد؟
نه؛ هیچکدام از این سه تصمیم نباید به این میانگین تکیه کند.
تفاوت آن با خودکارآمدی شغلی BSW چیست؟
BSW انتظار شما از پسِ خواستههای شغل برآمدن است؛ اینجا ارزشمندی عضویت در همین سازمان است، نه توان انجام وظیفه و نه عزتنفس کلی زندگی.
اگر تازهوارد باشم عدد پایین طبیعی است؟
میتواند باشد؛ هنوز پیام کافی از محیط نگرفتهاید و پایین بودن را حکم همیشگی ندانید.
دورکار «این محیط کاری» را کجا حساب کند؟
همان سازمان و همان تیم، حتی اگر اتاق مشترک نداشته باشید.
چرا یک میانگین چند برچسب میگیرد؟
چون پنجرهها روی هم افتادهاند و برش انحصاری نیستند؛ چند برچسب یعنی توصیف، نه خطای محاسبه.
هر چند وقت این باور سازمانی را تکرار کنم؟
حدود هر شش تا دوازده ماه، یا حدود سه ماه بعد از ادغام و مدیر تازه.
سلب مسئولیت
سلب مسئولیت
این مقیاس خودارزیابی شما از ارزشمندی در همین سازمان را نشان میدهد و جای مشاورهٔ روانشناسی، سنجش عزتنفس بالینی، یا قضاوت منابع انسانی دربارهٔ شایستگی نیست. پایین بودن عدد، کمارزشی انسانی شما را ثابت نمیکند.
این میانگین نباید سند گزینش، دلیل ترفیع، یا بدل کارنامهٔ عملکرد شود. این عدد را در حکم شایستگی شغلی ننویسید.

