مقیاس بیگانگی از کار فیشر و کور (Entfremdung von der Arbeit) — ۱۰ گویه

۱۰

سنجه علمی

۳

دقیقه

۹۸٬۰۰۰

تومان

ورود و شروع کاوش درون

برای شرکت در آزمون ابتدا وارد شوید

نمونه گزارش آزمون

نگاهی کلی به آنچه در پایان خواهید دید

مشاهده ←

مقدمه

روی کارت شما نوشته «کارشناس ارشد»، اما وقتی در مهمانی فامیلی کسی می‌پرسد «تو دقیقاً چه کار می‌کنی؟» لحظه‌ای مکث می‌کنید و می‌گویید «یه کار اداری». مشکل لزوماً حقوق یا همکاران نیست؛ حس عجیبی است که هر روز همان کار تکراری را می‌کنید و تصویر کلی آن را نمی‌بینید. یک جور فاصله میان شما و کاری که انجام می‌دهید.

این مقیاس همان فاصله را با ده جمله می‌سنجد: کارتان برایتان مهم، معنادار و قابل‌دفاع است یا به چرخه‌ای شده که فقط از سر عادت ادامه می‌دهید. از شما نمی‌خواهد شغلتان را دوست داشته باشید؛ فقط می‌خواهد روشن ببینید معنا کجای کار گم شده است.

معرفی آزمون

مقیاس بیگانگی از کار (Entfremdung von der Arbeit؛ در انگلیسی Alienation from Work Scale) را آرتور فیشر و هاینتس-اولریش کور در سال ۱۹۸۰ ساخته‌اند و در کتاب «رفتار سیاسی و پژوهش اجتماعی تجربی» (Politisches Verhalten und empirische Sozialforschung، انتشارات Juventa، مونیخ) آمده است. مقیاس در بانک مقیاس‌های GESIS آلمان (ZIS) هم ثبت شده است.

این نسخه ۱۰ گویه و یک نمرهٔ کل دارد. طیف پاسخ ۵ درجه‌ای است و بر پایهٔ منبع اصلی، چهار گویه معکوس نمره می‌گیرند. در منبع اصلی طیف از «نادرست است» تا «درست است» می‌رود. متن فارسی ترجمه‌ای تازه است و هنجار ایرانی ندارد. در ادامه، «بیگانگی» یعنی احساس بی‌معنایی و دوری از کار، نه تشخیص بالینی.

هدف و سنجش

هدف این مقیاس سنجش بیگانگی از کار است: اینکه کار را معنادار می‌بینید یا بی‌معنا، تکراری و دور از خودتان. مقیاس یک بُعد دارد:
• بیگانگی از کار (۱۰ گویه)

گویه‌ها چند جنبه را کنار هم می‌گیرند، از جمله احساس پوچی، تنوع کم، نداشتن دید کلی، و ارزشمندی کار. اما این جنبه‌ها خرده‌مقیاس جدا ندارند و همه در همان یک نمرهٔ کل جمع می‌شوند. گویهٔ بی‌مقیاس هم وجود ندارد.

پس اگر دنبال تفکیک «تکرار» از «بی‌معنایی» هستید، باید خودتان به پاسخ جمله‌ها یکی‌یکی نگاه کنید؛ نمرهٔ کل فقط سطح کلی فاصله از کار را نشان می‌دهد.

ساختار و نمره‌گذاری

آزمون ۱۰ گویه دارد و گزینه‌ها نمره می‌گیرند: «نادرست است» ۱، «تا حدی نادرست است» ۲، «نه درست نه نادرست» ۳، «تا حدی درست است» ۴ و «درست است» ۵. گویه‌های ۱، ۳، ۴ و ۷ معکوس‌اند و پیش از جمع، نمره‌شان برگردانده می‌شود.

نمرهٔ کل جمع ده گویه است و بین ۱۰ تا ۵۰ قرار می‌گیرد؛ نمرهٔ بالاتر یعنی بیگانگی بیشتر.

باندها: «پیوند معنادار با کار» ۱۰ تا ۲۳، «معنای کم‌رنگ‌شده» ۲۴ تا ۳۶ و «بیگانگی بالا» ۳۷ تا ۵۰. یادداشت منبع می‌گوید نقطهٔ برش رسمی منتشر نشده و این بازه‌ها بر پایهٔ معنای طیف چیده شده‌اند؛ بنابراین توصیفی‌اند، نه تشخیصی.

برای چه کسی مناسب است؟

برای شاغلانی که کارشان بی‌روح یا تکراری شده و نمی‌دانند مشکل از تنوع کم است، دید کلی نداشتن یا بی‌ارزش دیدن کار. مشاوران شغلی و مربیان هم می‌توانند با آن ریشهٔ بی‌انگیزگی را بررسی کنند.

اگر در حال حاضر کاری ندارید و هیچ تجربهٔ اخیری از کار هم به ذهنتان نمی‌آید، نتیجه معنای روشنی ندارد. اگر افسردگی یا بحران جدی دارید، این مقیاس جای ارزیابی تخصصی را نمی‌گیرد.

برای چه مشاغلی و موقعیت‌هایی مهم‌تر است؟

بیگانگی از کار در هر شغلی ممکن است پیش بیاید، ولی بیشتر در این وضعیت‌ها دیده می‌شود:

کارهای اداری تکراری و بی‌پایانخط تولید و کار یدی یکنواختپشتیبانی و پاسخ‌گویی تلفنینقش‌های تکه‌تکه‌شده در سازمان‌های بزرگکار پیمانی بدون چشم‌اندازشغل‌هایی که دلیل وجودشان را نمی‌بینیدانتقال تازه به نقشی نامرتبطتخصص بدون کاربرد در شغل فعلی

این مقیاس صلاحیت یا مناسب بودن شما برای هیچ شغلی را نمی‌سنجد؛ فقط می‌گوید کارِ فعلی تا چه اندازه برایتان معنا دارد.

کاربرد در محیط کار و سازمان

در سطح فردی، نمره کمک می‌کند ببینید کم‌انگیزگی از بی‌معنایی خود کار می‌آید یا از چیز دیگری مثل حقوق و رابطه با مدیر. نگاه کنید کدام جمله‌ها بیشترین نمره را گرفته‌اند: پوچی، تکرار یا ندیدن تصویر کلی.

در کوچینگ شغلی و منابع انسانی، نتیجه می‌تواند به بازطراحی وظایف، چرخش شغلی یا گفت‌وگو دربارهٔ تأثیر کار منجر شود. در سطح تیم، فقط با رضایت اعضا و بدون شناسایی افراد، می‌توان الگوی کلی را بررسی کرد. این مقیاس برای استخدام یا ارزیابی عملکرد استفاده نمی‌شود و بدون رضایت خود فرد به مدیر نمی‌رسد.

تفسیر کاربردی

نمرهٔ بالا یعنی در این دوره کارتان را بی‌معنا، تکراری و دور از خود می‌بینید. این به معنای ناتوانی شما نیست؛ گاهی سازمان کار را آن‌قدر خرد کرده که دلیل آن دیده نمی‌شود. نمرهٔ پایین یعنی کارتان برایتان معنا دارد، که معمولاً خوب است؛ ولی اگر زندگی‌تان را بیش از حد به کار گره زده باشید، این هم می‌تواند مایهٔ تردید باشد، چون یکی از جمله‌ها مستقیم از معنا گرفتن زندگی از کار می‌پرسد.

چون مقیاس تک‌نمره‌ای است، به الگوی پاسخ‌ها نگاه کنید: مثلاً پوچی زیاد ولی تنوع قابل‌قبول، با تنوع کم ولی احساس مهم بودن، دو مسئلهٔ متفاوت‌اند. گزارش کامل هر باند راهکار و مثال دارد.

محدودیت‌ها

این مقیاس هنجار ایرانی ندارد و در منبع هم نقطهٔ برش رسمی نیست؛ بازه‌ها توصیفی‌اند. پاسخ‌ها خودگزارشی‌اند و روز بد یا هفتهٔ سنگین کاری می‌تواند آن را جابه‌جا کند.

بیگانگی از کار با نارضایتی، فرسودگی شغلی یا افسردگی یکی نیست. این ده جمله حقوق، رابطه با همکاران و شرایط فیزیکی کار را نمی‌سنجد و نمی‌گوید علت بی‌معنایی از کجاست. ترجمهٔ فارسی هم تازه است و بر نمونهٔ ایرانی آزموده نشده، پس لحن بعضی جمله‌ها ممکن است برای شما غریب باشد.

ترکیب با سایر ابزارها

برای فهمیدن علت، این مقیاس را با «مقیاس شناخت‌های شغلی (JCS)» که ویژگی‌های درونی و بیرونی شغل را می‌پرسد، «مقیاس کنترل و پیچیدگی (CCS)» برای دیدن تنوع و اختیار، «مقیاس فرسودگی شیئروم-ملامد (SMBM)» وقتی بی‌معنایی با خستگی همراه است، و «مقیاس تعهد شغلی (حرفه‌ای) بلاو (CCS)» ترکیب کنید. اگر بیگانگی بالا و تعهد حرفه‌ای هم پایین باشد، موضوع به بازبینی مسیر شغلی نزدیک‌تر است تا یک دورهٔ موقت خستگی.

زمان‌بندی تکرار

معنای کار با جابه‌جایی نقش یا تغییر سازمان عوض می‌شود، بنابراین تکرار هر ۳ تا ۶ ماه کافی است. تغییر وظایف، ارتقا یا تنزل، انتقال به بخش دیگر، پایان یک پروژه بزرگ و مرور دوبارهٔ هدف‌های حرفه‌ای از رویدادهایی هستند که تکرار زودتر را توجیه می‌کنند. بعد از اجرای هر تغییر، چند ماه فرصت بدهید تا اثرش دیده شود.

ملاحظات فرهنگی و حریم خصوصی

در ایران، پرسش «شغلت چیه؟» در دید و بازدیدها خیلی زود مطرح می‌شود و شأن اجتماعی تا حدی به پاسخ آن گره خورده است. به همین دلیل بعضی‌ها حتی وقتی کارشان بی‌معنا شده، از اعتراف به آن پرهیز می‌کنند. در بازار کاری که جابه‌جایی آسان نیست، ممکن است کسی به ضرورت در شغلی بماند که دیگر به آن دلبسته نیست.

پاسخ‌ها و نتیجه محرمانه است؛ کارفرما یا مدیر آن را نمی‌بیند، مگر اینکه خودتان آن را نشان بدهید.

سؤالات متداول

این آزمون چه چیزی را می‌سنجد؟

می‌سنجد کارتان را معنادار می‌بینید یا بی‌معنا، تکراری و دور از خودتان؛ نمرهٔ بالا یعنی بیگانگی بیشتر.

چند سؤال دارد و چقدر طول می‌کشد؟

۱۰ گویه دارد و معمولاً حدود ۳ دقیقه طول می‌کشد.

نمرهٔ بالا خوب است یا بد؟

نمرهٔ بالا یعنی بیگانگی بیشتر از کار؛ این نشانهٔ ناتوانی نیست، بلکه می‌گوید کارتان تا چه اندازه معنایش را از دست داده است.

آیا کارفرما یا مدیرم نتیجهٔ من را می‌بیند؟

خیر، مگر اینکه خودتان آن را نشان بدهید.

آیا می‌توان از آن برای استخدام، ارتقا یا ارزیابی عملکرد استفاده کرد؟

خیر. این مقیاس تجربهٔ فرد از معنای کار را می‌سنجد و نباید مبنای گزینش یا ارزشیابی شود.

تفاوت آن با مقیاس شناخت‌های شغلی (JCS) چیست؟

مقیاس شناخت‌های شغلی ویژگی‌های کار را از نگاه شما می‌سنجد؛ این مقیاس می‌پرسد آن ویژگی‌ها چه حسی از معنا و فاصله به شما می‌دهد.

هر چند وقت یک‌بار تکرار کنم؟

معمولاً هر ۳ تا ۶ ماه، یا بعد از تغییر نقش، سازمان یا وظایف.

چرا بعضی جمله‌ها از زندگی بدون کار می‌پرسند؟

چون مقیاس هم نگاه شما به کار فعلی و هم اهمیت کلی کار در زندگی را می‌بیند، و مهم است که دو چیز را جدا بخوانید. صادقانه جواب بدهید و دربارهٔ ترتیب یا نمره‌دهی جمله‌ها نگران نباشید.

اگر دورکار باشم یا بیکار شده باشم چه کنم؟

دورکاران همان‌طور که کار می‌کنند پاسخ می‌دهند؛ اگر بیکارید، به آخرین کاری که در آن حضور واقعی داشتید فکر کنید.

آیا نمرهٔ بالا یعنی باید شغلم را ترک کنم؟

نه لزوماً. گاهی تغییر وظایف یا گفت‌وگو دربارهٔ تأثیر کار کافی است؛ تصمیم دربارهٔ ترک شغل به عوامل بسیار بیشتری از یک نمره بستگی دارد.

سلب مسئولیت

این مقیاس برای آگاهی از معنای کار طراحی شده و جای مشاورهٔ شغلی یا روان‌شناسی را نمی‌گیرد. مبنای استخدام، ارتقا یا ارزیابی عملکرد نیست. اگر احساس پوچی فقط به کار محدود نیست و به خواب، اشتها یا امید شما هم اثر گذاشته، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید. نمرهٔ این مقیاس تشخیص نیست و فقط تصویری از معنای کار در همین دوره را نشان می‌دهد.

نظر یا پرسش‌تان را در مورد آزمون مطرح کنید

© ۱۴۰۵ پلتفرم خودشناسی دکتر مانی رفیعی — هم‌سفر امن شما در مسیر آگاهی و رشد شخصی