مقیاس جهتگیریهای علی عمومی (GCOS)
چرا یک نفر در یک پیشنهاد شغلی جدید اول از همه به این فکر میکند که «آیا این کار جالب خواهد بود؟»، دیگری به اینکه «حقوقش چقدر بیشتر میشود؟»، و سومی نگران است که «از پس این مسئولیت جدید برنمیآید»؟ ادوارد دسی و ریچارد رایان، بنیانگذاران نظریهٔ خودتعیینگری (Self-Determination Theory)، در سال ۱۹۸۵ برای پاسخ به همین پرسش، مقیاس جهتگیریهای علی عمومی (General Causality Orientations Scale) را طراحی کردند: ابزاری برای سنجش سبک نسبتاً پایدار و فراگیر افراد در تفسیر و پاسخ به موقعیتهای زندگی.
این مقیاس دقیقاً چه چیزی را میسنجد؟
برخلاف اغلب پرسشنامههای انگیزشی که یک حوزهٔ خاص (مثل کار یا ورزش) را بررسی میکنند، GCOS یک سازهٔ کلیتر و شخصیتیتر را هدف قرار میدهد: اینکه فرد بهطور معمول، در موقعیتهای اجتماعی و مرتبط با پیشرفت، چه «منبع علّیت» را برای رفتار خودش در نظر میگیرد. سه جهتگیری اصلی شناسایی شدهاند که هر سه به درجاتی در همهٔ افراد وجود دارند:
۱. جهتگیری خودمختاری (Autonomy)
گرایش به دیدن رفتار خود بهعنوان انتخابی و برخاسته از علاقهٔ درونی، چالش بهینه و بازخورد آموزنده. کسی که در این جهتگیری نمرهٔ بالا میگیرد، معمولاً ابتکار بیشتری از خود نشان میدهد، فعالیتهای جالب و چالشبرانگیز را انتخاب میکند، و مسئولیت بیشتری برای رفتار خودش میپذیرد.
۲. جهتگیری کنترلشده (Controlled)
گرایش به دیدن رفتار خود بهعنوان پاسخی به پاداشها، ضربالاجلها، ساختارها، درگیریهای نفسانی (ego-involvement) و دستورهای دیگران. کسی که در این جهتگیری نمرهٔ بالا میگیرد، معمولاً به آنچه دیگران از او میخواهند حساستر است تا آنچه خودش واقعاً میخواهد، و ممکن است اهمیت زیادی برای ثروت، شهرت و سایر عوامل بیرونی قائل باشد.
۳. جهتگیری غیرشخصی (Impersonal)
گرایش به این باور که دستیابی به نتایج دلخواه از کنترل فرد خارج است و موفقیت بیشتر به بخت، شانس یا سرنوشت وابسته است. کسانی که در این جهتگیری نمرهٔ بالا میگیرند، بیشتر مستعد اضطراب و احساس بیاثربودناند و حس میکنند نمیتوانند بر نتایج یا تغییرات اثر بگذارند.
ساختار آزمون
فرم ۱۲-موقعیتی (که در اینجا اجرا میشود) شامل ۱۲ موقعیت فرضی اجتماعی یا مرتبط با پیشرفت است — مانند پیشنهاد یک سمت جدید، تعامل با یک دوست ناراحت، یا واکنش به نتیجهٔ ضعیف یک آزمون. برای هر موقعیت، سه پاسخ ممکن ارائه میشود که هرکدام نماینده یکی از سه جهتگیریاند. شما باید برای هر پاسخ (نه فقط یکی)، در مقیاس هفتدرجهای از «خیلی بعید» تا «خیلی محتمل» مشخص کنید چقدر احتمال دارد واقعاً به همان شکل رفتار کنید. در مجموع ۳۶ گویه (۱۲ موقعیت × ۳ پاسخ) پاسخ میدهید.
نمرهگذاری
هر مؤلفه از جمع ۱۲ گویهٔ مرتبط با همان جهتگیری به دست میآید و بین ۱۲ تا ۸۴ قرار دارد. نکتهٔ مهم این است که این سه جهتگیری در تقابل با هم نیستند: ممکن است فردی همزمان در خودمختاری و در کنترلشده نمرهٔ نسبتاً بالایی بگیرد. جهتگیری غالب شما، مؤلفهای است که بالاترین نمره را در میان این سهگانه دارد.
این مقیاس برای چه کسانی مفیدتر است؟
- افرادی که میخواهند بفهمند در زندگی روزمره، در برابر پاداش/فشار بیرونی یا در برابر علاقهٔ درونی چه واکنشی نشان میدهند
- دانشجویان و پژوهشگران روانشناسی که با نظریهٔ خودتعیینگری آشنایند و میخواهند آن را روی دادههای خودشان تجربه کنند
- مربیان، مدیران و درمانگرانی که بهدنبال زبان مشترک برای گفتگو دربارهٔ انگیزهٔ درونی در برابر کنترل بیرونی هستند
نکات مهم
این مقیاس یک ابزار پژوهشی معتبر و شناختهشده در حوزهٔ روانشناسی شخصیت و انگیزش است (پایایی کرونباخ آلفای حدود ۰٫۷۵ برای هر مؤلفه)، اما نتیجهٔ آن تشخیص روانشناختی نیست و جایگزین ارزیابی بالینی یا مصاحبهٔ تخصصی نمیشود. بهتر است نتیجه را نقطهٔ شروع یک گفتگوی خودشناسانه دربارهٔ سبک انگیزشی خودتان در نظر بگیرید.
دستورالعمل اجرا
- هر موقعیت را بخوانید، خودتان را در آن جای بگذارید و سه پاسخ ممکن را در نظر بگیرید.
- برای هر پاسخ، بر مبنای احتمال واقعی رفتار خودتان (نه آنچه آرزو دارید باشید) عددی از ۱ («خیلی بعید») تا ۷ («خیلی محتمل») انتخاب کنید.
- توجه داشته باشید که معمولاً بیش از یک پاسخ برایتان تا حدی محتمل خواهد بود؛ این طبیعی است.
- هیچ گویهای را بیپاسخ نگذارید؛ حدود پانزده دقیقه زمان میبرد.
۳۶
سنجه علمی
۱۵
دقیقه
رایگان
برای شرکت در آزمون ابتدا وارد شوید

